کادربندی در عکاسی، عامل تعيين حدود فضاي عناصر تشكيل دهنده تصوير است و
عكاس با در نظر گرفتن روابط خاص بين عناصر و جزئيات ، تصوير را در آن محدود مي كند.
در واقع ، کادربندی در عکاسی اولين عاملي است كه بيننده با آن تماس پيدا مي كند ،
اما شكل کادربندی در عکاسی نيز در بيان تصوير موثر است.
هرچند كه در گذشته کادر هاي رايج در هنر هاي تصويري مانند نقاشي ،
مينياتور و غيره مستطيل عمودي و افقي ، دايره ، بيضي و برخي اشكال هندسي ديگر بوده اند ،
امروز در عكاسي از کادربندی در هاي مستطيل عمودي ، افقي و مربع استفاده مي شود.

کادربندی مستطيل عمودي

کادر  مستطيل عمودي ، نقطه مورد نظر فقط مي تواند به صورت عمودي حركت  كند.
کادر مستطيل عمودي ، پويا تر از مستطيل افقي است،
بنابراين ، موضوعها در آن پويا تر و پر جنب و جوش تر به نظر مي رسد.
اين کادربندی در عکاسی با حالت موضوع هايي كه شكل كلي آنها عمودي است، همخواني بيشتري دارد.

کادربندی مستطيل افقي

کادربندی مستطيل افقي ، اگر نقطه اي را در داخل کادر  مستطيل افقي در نظر بگيريد و حركتي براي آن تصور كنيم،
به نظر مي رسد كه مي تواند به سمت چپ يا راست حركت كند.
اين کادربندی در عکاسی با حالت عناصري كه در امتداد خط افق گسترده شده اند ، متناسب است.

کادربندی مربع

کادربندی در عکاسی مربع شکل ، به دلیل تساوی بین اضلاع این کادربندی در عکاسی ،
دید بیننده به تساوی به چهار ضلع آن جلب می شود.
به بیان دیگر کادربندی در عکاسی مربع ساکن ، آرام و بی تحرک است.

عوامل تعيين كننده کادربندی در عکاسی

عوامل تعيين كننده کادربندی در عکاسی به طور كلي به دو دسته تقسيم مي شوند

  1. موضوع
  2. عوامل هدايت كننده چشم

حالت كلي موضوع در انتخاب کادر در عکاسی موثر است.
چشم انسان به مقتضاي طبيعش، عناصر و عواملي را كه در امتداد خط افق گسترده شده است،
به صورت افقي مي بيند و اشكال و فرم هاي عمودي را در کادر هاي عمودي تجسم مي كند.
توجه به اين مطلب ساده بسيار مهم است. به طور كلي ، انتخاب کادربندی در عکاسی بايد
حالت جا افتاده و پذيرفته شده طبيعي موضوع كه در نهايت به راحتي مورد پذيرش
چشم بيننده قرار مي گيرد، متناسب باشد.

براي عكس برداري از يك يا چند عنصر عمودي از کادر مستطيل عمودي استفاده مي شود،
اما هنگامي  كه عوامل متعدد مي شوند و در سطح افق گسترش مي يابند ، کادر مستطيل افقي ، مناسب تر است.

عوامل هدایت کننده ی چشم در کادربندی عکاسی

عوامل  هدايت كننده چشم شامل عوامل متعددي در يك تصوير می شود كه چشم بيننده را به سمت و سوي خاص هدايت  می كند .
اين عوامل ، موجب تعيين کادر در عکاسی نيز مي شود.
از اين نمونه مي توان به جهت ديد و يا سمت حركت موضوع ، خطها ، سطح ها ، تاريكيها، و روشنايي ها اشاره كرد.

به عنوان مثال اگر زاویه دید و حركت موضوع ، افقي باشد کادربندی در عکاسی افقي و اگر حركت موضوع عمود بر دوربين باشد.
کادر عمودي مناسب است.
اين مسئله در مورد خط ها ، تاريكيها و روشناييها ، سطحها و غيره نيز صادق است.
در مجموع ، حالت كلي موضوع و شكل عناصر تشكيل دهنده ،
كه چشم به راحتي آن بپذيرد و منطبق بر مفهوم عكس باشد ، مبناي انتخاب کادر است
اصولا ، مقابل و روبروي زاویه دید به  موضوع ، بيشتر از فضاي پشت سر او در کادر افقي در نظر گرفته مي شود .

زاویه ی دید در کادربندی در عکاسی

زاويه ديد نيز از نكات مهمي است كه بايد هنگام عكاسي در نظر گرفته شود ،
چرا كه در صورت بروز هر گونه اشتباه ، نمي توان آنها را در مرحله چاپ تصحيح كرد.

زاويه ديد از بالا

زاويه ديد از بالا ، بالاتر از سطح ديد موضوع قرار مي گيرد ، تصوير موضوع كوچكتر و حقير به نظر مي رسيد ،
لازم به توضيح است كه زاويه ديد بسيار بالا ، موضوع را به شكل هاي كاملا هندسي جلوه مي دهد ،
به عبارتي ديگر در اين موارد ، حالت اصلي مورد نظر نيست ، بلكه از آن حالتها ، اشكال ديگري به وجود مي آيد.

 زاويه ديد روبرو

در اين زاويه ديد ، تحريف با اغراق در تصوير به وجود نمي آيد و موضوع حالت طبيعي خود را حفظ مي كند.
منظور ، تحريف و اغراقي نيست كه مي توان به كمك ابزار ، لنزها و وسايل عكاسي ايجاد كرد.
زاويه ديد روبرو ، بيشتر در عكاسي چهره و آن نوع عكاسي كه عكاس قصد دخل و تصرف كمتري در موضوع دارد به كار مي رود.

زاويه ديد از پايين

زاويه ديد از پايين ، در صورتي كه دوربين هنگام عكاسي پايين تر از خط چشم موضوع قرار گيرد،
در ابعاد موضوع اغراق شده و با عظمت و پايداري بيشتري جلوه مي كند ،
اما اكر زاويه ديد ، بسي پايين باشند ، موضوع حالت مضحك و غول پيكر به خود مي گيرد.

نقاط طلایی  در کادربندی

نقاط طلایی در کادر  ، داراي تناسبات هندسي موزون هستند كه چشم بيننده آن را خوشايند تر از تناسبات ديگر مي بيند.
اگر  طول و عرض اين کادر را به وسيله خطوط فرضي به سه قسمت مساوي تقسيم كنيم ،
خطوط ترسيم شده را مقاطع طلايي و نقاط ناشي از برخورد اين خطها را نقاط طلايي
مي نامند.
اگر قطر يك مربع طول مستطيلي با همان عرض مربع قرار دهيم کادر مستطيل طلايي
به وجود مي آيد.
زيبايي شناسان ، پس از آزمايش هاي متعدد متوجه شده اند كه چشم انسان در اولين
برخورد با کادر طلايي ،به مقاطع و نقاط خاص توجه مي كند، سپس به بقيه فضاي
کادر در عکاسی مي پردازد .
اين مناطق و نقاط همان نقطه ها و محل هاي طلايي هستند.

 

ترکیب بندی در عکاسی

در الفباي تركيب بندي گفته مي شود كه بهتر است عوامل مهم صحنه را بر روي خطها و نقطه ها طلايي قرار دهند.
واقع شدن خط ها يا عناصر در وسط تصوير كه به صورت خطي مشخص ديده مي شوند ،
باعث تقسيم کادر به دو قسمت مساوي مي شود كه خوشايند نيست.
بهتر است اين عناصر بر روي خطوط طلايي قرار بگيرند ، مثلا اگر يك چهره ،
چشمها مورد نظر باشد ، سعي شود كه آنها روي خط طلايي قرار بگيرند ،
آن نبايد در وسط تصوير قرار بگيرد ، بلكه بايد بر روي خطوط طلايي قرار گيرد.

يك عكس ، مانند جمله ايي است كه از زبان تصوير جاري گردد.
هر عنصري كه در تصوير ديده مي شود ، نقش كلمه ايي را دارد كه مفهوم عكس را
بيان مي كند و طبيعي است عنصري كه حضور آن در تصوير بي معني و بي توجيح است ، مطلوب نيست .

عناصر موثر د در کادربندی در عکاسی

از مهمترين اين عوامل ، فضاي حاكم بر تصوير است.
در هر صحنه ، خواه ناخواه ، برخي عوامل و عناصر اهميت بيشتري دارند و بعضي كمتر .
مثلا در صحنه ايي از يك دشت كه آسمان صاف و يكدست است و هيچ اتفاق مهمي در آن
رخ نمي دهد و  هر چه هست در سطح دشت توجه را جلب مي نمايد ،
اختصاص دادن نيمي از کادر تصوير به آسمان منطقي نيست ، بلكه بهتر است مقدار كمي
از آسمان و بقيه فضاي تصوير را سطح دشت بپوشاند، اما اگر بر فراز دشت نيز ابرهاي
زيبايي قرار گرفته و جذابيت ابرها پيش از دشت است، بايد فضاي بيشتري را به آسمان اختصاص داد.
در مجموع عكاس بايد فضاي مهم صحنه را تشخيص دهد.

در مراسم راهپيمايي ، عامل مهم صحنه مردم است و لزومي ندارد مثلا فضاي زيادي از
آسمان در تصوير بگنجد مگر آنكه عنصري در آسمان صحنه باشد كه به نوبه خود قابل توجه باشد.

خط افق در کادربندی در عکاسی

وجود خط افق در تصوير از منظره ، باعث ايجاد عمق و بعد در آن مي شود ازطرف ديگر
بر جذابيت صحنه خواهد افزود ، اما بايد دقت كرد كه محل براساس فضاي حاكم در تصوير تعيين مي شود.

  • خط افق در بالای کادر
    هنگامي كه فضاي حاكم زمين است ، خط افق طبعا در بالاي کادربندی قرار مي گيرد.
    توجه بيننده به سمت افق كشيده مي شود .
  • خط افق در پايين کادر
    اگر خط افق در پايين کادر باشد، سبكي و راحتي در تصوير القا مي شود و نگاه بيننده توجه كمتري به پايين کادربندی در عکاسی مي كند.
  • افق در وسط کادر
    واقع شدن خط افق در وسط کادر در صورتي است كه آسمان و زمين به يك نسبت ارزش
    مطرح شدن داشته باشند و عموما سكون و آرامش زياد را تداعي مي كند،
    به شرط آن كه عوامل شلوغ و پر تحرك ، در عكس قرار

اصلاح کادر در عکاسی

اغلب به دليل كم توجهي يا سهل انگاري و يا هنگامي كه به کادربندی در عکاسی بندي و يا نحوه قرار گرفتن عناصر در کادر توجه نمي شود، عناصر تصوير در محل هاي نا مناسبي قطع مي شود.
در اين شرايط راهي جز اصلاح کادربندی به هنگام چاپ باقي نمي ماند.
هر چند كه اين كار اشكالي ندارد ، اما خالي از اشكال هم نيست ، چراكه باعث تقويت كم توجهي و بي دقتي در عكاس مي شود ،
اما وقتي عكاس با توجه و دقت كامل اجزاي تصوير را کادربندی مي كند ، حداقل از لحاظ قدرت سازماندهي تصوير ، موفق تر است.

برش دادن در محل هايي از تصوير انجام مي گيرد كه لطمه ايي به بيان و زيبايي تصوير نزند.
چرا كه مثلا اگر از شخص عكسبرداري شود ، اين كافي نيست كه فقط چهره اش در تصوير ديده شود بلكه بياد اعضاي بدنش نيز در محلهاي مناسبي برش بخورد.
براي عكسبرداري از انسان و حيوان ، بهتر است برش در مقاطع مفاصل انجام نگيرد ،
چشمها ، چانه ، گردن ، كتف ، آرنج ، مچ دست ، كمر ، لگن خاصره ، زانو ، مچ پا
و بند انگشتان از جمله اين موارد به شمار مي رود.
توصيه مي شود براي برش دادن ، محل هايي بين مفاصل انتخاب شود.

حجم و بعد در کادربندی در عکاسی

تصوير سطحي دو بعدي است . ولي براي جذابيت بيشتر آن ، لازم است كه در آن حجم و بعد نيز القا شود.
علاوه بر تاريك -روشن ، عوامل ديگر مي توانند تداعي كننده حجم و بعد در تصوير باشند.
عناصر مختلف موضوع ، در تصوير به اشكال هندسي ظاهر مي شود.
به عنوان مثال ، جاده ايي ممكن است در تصوير به صورت خط ديده شود و يا يك ساختمان مرتفع به صورت سطحي مستطيل شكل .

خط در کادر

به هر حال ، يكي از عوامل القاي بعد در تصوير ، خطوط منحني است.
اگر به موازات يك جاده ، عكس از آن تهيه شود ، عمق كمتري در تصوير حس مي شود .
اما اگر زاويه ديد طوري باشد كه جاده در توير مايل ديده شود ، علاوه بر حجم و بعد تصوير مي افزايد.
خطوطي كه کادربندی در عکاسی را كاملا مستقيم و با زاويه ٩٠ درجه قطع مي كنند ، القاي  بعد بسيار كمتري دارند .

خطوط پراكنده كه در نقطه ايي از تصوير هم ديگر را قطع مي كنند ، بيشترين بعد و فاصله را القا مي كند.
نمونه اين مثال ، ريل هاي راه آهن است ، هنگامي كه بر روي آن ايستاده و به دور دسته
نگاه مي كنيد، به نظر مي رسد كه در دور دستها يكديگر را قطع مي كنند و يا هنگامي كه
در دالان پر ستون ، به انتهاي آن خيره مي شويد به نظر مي رسد تمامي خطها در يك نقطه به همديگر مي رسند.

مقیاس و فاصله در کادر

انسان در مقايسه اجسام در ذهن خود ، بعد و فاصله را ترسيم مي كند، در عكاسي نيز
چنين است ، عناصر نزديكتر ، بزرگتر و عناصر دورتر , كوچكتر ديده مي شوند با استفاده از اين خاصيت نيز ، مي توان بعد و فاصله را در تصوير ايجاد كرد.
اگر عناصري كه از لحاظ حجم بزرگتر هستند در پيش زمينه و به صورت واضح ديده مي شوند و عناصر ديگر در پس زمينه كوچكتر ديده شوند ، فاصله و بعد القا مي شود.

همچنین تا حدودی نا واضح بودن زمینه نیز می تواند در ذهن بیننده بعد و فاصله را القا کند.
دقت کنید که زمینه کاملا محو ، نمی تواند گویا باشد.
سرانجام ، اگر به دور دستها نگاه کنید، به نظر می رسد که اجسام در فاصله های دور تر ، خاکستری تر و اجسام نزدیک تر ، دارای تیرگی و روشناییها و همچنین جزئیات هستند.

اجتناب از شلوغی در کادربندی در عکاسی

اجتناب از عناصر و اشیایی که وجود آنها در تصویر ضرورتی ندارد ،
بلکه باعث شلوغ شدن صحنه و گمراهی توجه بیننده می شود،
اولین گام برای رسیدن به یک عکس ایده آل است.
به طور مثال اگر از شخصی در پشت میز کارش عکسبرداری می کنید ،
به سیم تلفنی که از کنار میزش آویزان شده ، کتب ، مجلات و کاغذ هایی که بر روی میز چیده شده و چشم مخاطب را به خود جلب می کندو یا تابلوی بزرگی که پشت سر او دیده می شود و وسایلی از این قبیل که مجال منعطف شدن چشم بیننده را بر روی موضوع اصلی نمی دهد ، دقت کنید.

منبع : پویااندیش

دیگر مطالب ما